عزت الله مولايى نيا همدانى
82
نسخ در قرآن ( فارسى )
چون پس از بحث و بررسى زياد در مورد معناى لغوى واژهء « نسخ » و رجوع به نوشتارهاى ديگر لغويين « 1 » ، به اين نتيجه رسيديم كه هر چه گزارش كرده و يا اظهار نظر مىنمايند ، بيشترش گزارش گفتههاى كسانى است كه ما به كتابهاى آنان مراجعه كرده و انديشه و نقطهنظراتشان را عرضه كردهايم و مطلب بكر و نوى در اين ميدان ندارند ، از اين رو از آوردن اقوال و گفتههاى آنان صرفنظر نموده و به همين مقدار بسنده مىنماييم . تاثير ديدگاه لغتشناسان در انديشهء اصوليان و قرآن شناسان اختلاف انديشهء ميدانداران لغت به هر دليلى كه باشد ، در انديشهء دانشمندان اصول و تفسير و علوم قرآنى و حتى متكلمين ، تأثير ويژهء خودش را نهاده و ارباب اين دانشها را ناخودآگاه گرفتار همان درگيرى و تعارض اقوال خود نموده است « 2 » . از اين رو نويسندگان در « ناسخ و منسوخ » قرآن كريم و حديث ، در نوشتارهاى خود تنها معانى لغوى نسخ را مىشمارند و امّا معناى حقيقى آن را تعيين نمىنمايند . تنها نگارندهاى كه معناى حقيقى آن را از ميان ديگر معانى مشخص كرده « هبة اللّه بن سلامه » مىباشد كه به معناى « رفع » گرفته « 3 » است . اما ميدانداران عرصهء اصول فقه به بيان معناى حقيقى كلمه ، اهميت بيشترى داده و بيشتر در صدد بيان معناى حقيقى هستند و لكن گاهى از دستيابى و تشخيص آن ناتوان شده به طور كلى همه آن معانى « 4 » را حقيقى و واژهء « نسخ » را مشترك لفظى
--> استعمال گستردهتر از معناى حقيقى است . ( 1 ) مانند : فيومى در مصباح المنير و فائق زمخشرى و غريب القرآن طريحى - رحمة اللّه عليه - و كليات ابو البقاء و تعريفات جرجانى و تهذيب اللغة ازهرى و محكم ابن سيده و . . . ( 2 ) مصطفى زيد ، پيشين ، ج 1 ، ص 55 ، فقره 64 . ( 3 ) مصطفى زيد ، پيشين ، ج 1 ، 58 و 60 و هبة اللّه بن سلامه ، پيشين ، ص 5 . ( 4 ) مصطفى زيد ، پيشين ، ج 1 ، ص 59 ، به نقل از برهان الدين جعبرى در كتاب « رسوخ الاخبار فى منسوخ الاخبار » گزارش مىدهد كه وى براى « نسخ » ، پنج معناى اصلى برشمرده است : ازاله ، محو كردن و بردن ، نقل ، بيان انتها و پايان چيزى و يا نقل .